ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
56
مجمع التواريخ ( فارسى )
سيستانى رستم محمد خان حاكم بود و رستم محمد خان قبل از آمدن محمود حصارى محكم ساخته بود كه بعد از آمدن محمود باندرون شهر نتوانست رفت . در ماه ربيع الأول سنهء هزار و يكصد و سى و چهار ( 1134 ) بقولى رستم محمد خان بمحمود پيغام فرستاد كه اگر شما را مدعى گرفتن ملك است پس اول اصفهان را بگيريد بعد از آن ما هم تابع اصفهان هستيم و اگر شما را مدعى تاخت و تاراج ملك است پس تاخت و تاراج بسيار كردهايد . و بقولى در آن ايام رستم محمد خان فوت شده بود ، مردم شهر پيغام داده بودند و شمشير و اسب براى محمود فرستاده ، محمود نيز حرف آنها را شنيد از راه ميمند و سيرجان متوجه اصفهان گرديد و امناى دولت پادشاهى بتهيهء اسباب قتال مشغول شده با موازى هفتاد هزار سوار چيده دو اسبه و توپخانهء بسيار و پياده بيرون از حد شمار در روز دوشنبه بيستم جمادى الاولى سنهء يكهزار و يكصد و سى و چهار ( 1134 ) هجرى مطابق اودئيل تركى در گولون آباد چهار فرسخى اصفهان تلاقى فريقين شد . چون بعضى از امرا و سرداران با او در جزو راه سازش و پيغام داشتند بعد از اندك زد و خوردى قزلباشيه مغلوب و رستم خان قوللر آقاسى ثبات قدم ورزيده با احمد خان توپچى باشى و جمعى از اعيان و كبار دولت مقتول گشتند و تمامى توپخانه و اسباب اهل اردو به تصرف افاغنه درآمده بقية السيف وارد شهر اصفهان شده و بناى سيبهبندى در دروب و محلات گذاشتند . بعد از دو روز محمود عاقبت نامسعود فرح آباد را براى نزول اختيار ، بيت : قدم نامبارك محمود * گر به دريا رسد برآرد دود و از پشت سيبهها آغاز نايرهء قتال نمود . در غرهء جمادى الآخرهء سنهء يكهزار و يكصد و سى و پنج ( 1135 ) هجرى كه سلطان دار القرار عالم يعنى مهر جهان آرا بعزم تسخير شهرستان حمل رايت اعتلا افراخت لشكر بهار بر همزن هنگامهء بهمن و غارتگر شهر